عوامل زيان آور محيط كار :

بطور كلي درمحيط كار عوامل مختلفي موجود است كه هركدام به نوبه خود مي توانند براي كارگران و افراد در معرض تماس ايجاد خطرات و زيان هايي را نمايند اين عوامل تحت عنوان عواملي زيان آور محيط كار مي باشند به موارد زير تقسيم مي شوند:

الف عوامل زيان آور فيزيكي محيط كار مانند سروصدا، روشنايي، ارتعاش، تشعشات، عوامل جوي

ب-عوامل زيان آور شيميايي محيط كار مانند گردوغبار، گازها و بخارات شيميايي

ج- عوامل بيولوژيكي محيط كار شامل انواع ميكروارگانسيم هاي بيماري زا

د- عوامل ارگونوميكي محيط كار شامل انطباق كارگر با شغل مورد نظر

ه- عوامل روانی محيط کار مانند خستگي زياد، كار در تنهايي، استرس، باركاري زياد، كشمكش ها، ارتباط ميان كاركنان

و- عوامل مكانيكي شامل :ضربه، برخورد، با ابزار و تجهيزات

در ادامه درخصوص عوامل زیان آور و اثرات بهداشتی آنها توضیح ارائه می شود.

صدا

 شكلي از انرژي مکانیکی است كه توسط دستگاه شنوايي قابل تشخيص است. سروصدا از جمله شايعترين عوامل زيان آور فيزيكي محيط كار شناخته شده است كه درصورت تجاوز از حد مجاز مي تواند صدمات مختلفي را در کارکنان درمعرض تماس بهمراه داشته باشد. امواج صوتي شكلي از امواج مكانيكي طولي هستند كه درتمام محيط هاي مادي منتشر می شونده و در برخورد با گوش انسان احساس شنيدن را ايجاد ميكنند. بنابراين امواجي بااين مشخصات كه قابليت درك توسط گوش انسان نباشد صوت اطلاق نميشود . عوامل محدود كننده صوت براي درك حسي آن فركانس و بلندي (شدت) است .

محدوده فركانس قابل درك براي انسان بين 16 تا 20000 هرتز است امواج خارج از اين محدوده فركانسی را مادون صوت Infrasonic و ماوراء صوت Ultrasonic مي نامند .

ساختمان گوش

 

به هر صوتی، صدا گفته نمی شود بلکه صدا صوتی است که مردم از آن خوششان نمی آيد به عبارتی صدا همان صوت ناخواسته است.

از نقطه نظر روانشناسي سروصدا عبارت از صوت ناخوشايند و ناخواسته است و از نقطه نظر علمي سروصدا مخلوطي است از صوتهاي مختلف با طول موجهاي و شدتهاي متفاوت كه تركيب معين و منظمي نداشته و از انعكاسات مختلف صوتي ناشي از منابع متنوع مولد صدا مانند دستگاهها و ابزار آلات بوجود مي آيد. به صدای ناخواسته نوفه صوتی گويند.

انواع صدا در صنعت:

الف صداي پيوسته : به صدائي گفته مي شود كه باگذشت زمان تغيير قابل ملاحظه اي نداشته باشد مانند صداي ناشي از دستگاه هاي سنگ زني ، درود گري ، ريل ، كمپرسور

ب- صداي ضربه اي : دراين نوع صدا تغييرات تراز فشار صوت به ازاي هرضربه دركسري از ثانيه صورت مي پذيرد مانند صداي ناشي از ابزار چكش ، پتك و دستگاه هاي پرس

-استاندارد صدا :

استاندارد صدا عبارت است از شدت صدائي است شخص مجاز ميباشد درمدت زمان معيني در معرض آن قرار گيرد و هيچگونه آسيبي به دستگاه شنوائي وي وارد نشود. استاندارد صدا در مورد صداهاي پيوسته و ضربه اي متفاوت مي باشد

الف استاندارد صدا براي صداي پيوسته براساس حدود تماس شغلي تائيد شده وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي 85 دسي بل براي 8 ساعت كار روزانه است كه در صورت افزايش هر 3 دسي بل به شدت صدا ، زمان مواجهه به نصف تقليل مي يابد. یک روش ساده برای ارزیابی وضعیت صدا در محیط کار وجود دارد که عبارت است : اگر شما نتوانید در یک فاصله متعارف ارتباطی به راحتی صدای طرف مقابل را بشنوید، تراز صدا در آن محیط بیش از حد مجاز است.

ب-استاندارد صدا برای صدای کوبه ای، براساس تعداد ضربات تعيين مي گردد. دراين استاندارد حد مجاز مواجهه براي 100 ضربه در روز معادل حداكثر 140 دسي بل بوده و به ازاي هر 10 دسي بل كاهش در تراز فشار صوت تعداد ضربه هاي مجاز به ده برابر افزايش مي يابد.

اثرات ناشي از سرو صداي بيش از حد مجاز در محيط كار :

1-افت موقت آستانه- (TTS) Temporary threshold shift:

كاهش موقت شنوائي در اثر تماس با صداي شديد و درمدت زمان  كوتاه ايجاد مي شود و پس از قطع تماس با عامل مولد صدا با توجه به عوامل زمان مواجهه ، شدت و نوع صدا به مرور زمان از بين خواهد رفت .

2-افت دائم آستانه شنوايي Permanent Threshold Shift (PTS) -:

 اين تغيير دركارگراني ديده مي شود كه به مدت طولاني و مكرر طي چند ماه يا چند سال در مواجهه با شدت هاي بالاي صدا قرار گرفته باشند اينگونه كاهش شنوائي قابل برگشت به وضعيت طبيعي نمي باشد.

3-اثرات رواني صدا: صدا باعث كم شدن و بي دقتي درفعاليتهاي مغزي و ناهماهنگي كار هاي فكري مي شود.

4-اثرات فيزيولوژيك صدا :

-اثر برروي سيستم قلبي و عروقي و افزايش تعداد ضربان قلب و فشار خون

-اثر روي هاضمه بصورت اختلالات گوارش و معدي

-افزايش رسوب گلبوني ، آنمي و لاغري تدريجي

-افزايش مقدار مصرف اكسيژن و افزايش ميزان تنفس دردقيقه

5-اثرات صدا بر ايمني :

صدا با تائيد بر سيستم فيزيولوژيكي بدن سبب ايجاد خستگي ذهني و جسمي شده و مي تواند با كاهش دقت كارگر به طور غير مستقيم بر رخ داد حوادث تاثير گذرا باشد

عوامل موثر در افت شنوايي :

1-نوع صدا: صداها ي پيوسته درترازهاي مساوي بيش از صداهاي ضربه اي آسيب زا هستند

2-شدت صدا: با افزايش شدت صدا ، آسيب وارده به شنوائي نيز شديدتر خواهد بود

3-فركانس صدا : فركانس هاي زير از فركانس هاي بم مضرتر هستند

4-زمان تماس با صدا: با افزايش زمان تماس با صدا ميزان افت شنوائي نيز بيشتر خواهد بود

5-حساسيت فردي : افراد مختلف در محيطي با شدت صداي معين حساسيت مختلفي از خود نشان مي دهند

علائم كري شغلي :

1-كارگران از درك مكالمه شكايت دارند

2-صداي وز و وز در گوش

3-احساس  صداي كارخانه در گوش درزمان استراحت

4-علائم شنوائي سنجي

-تدابير پيشگيري در مقابل سر وصدا :

 باتوجه به اينكه ناشنوائي شغلي قابل درمان نمي باشد پيشگيري یک اصل مهم می باشد لذا مي توان اصول ذیل را بکاربست:

الف تدابير فني و مهندسي

1-توجه به عامل صدا در طراحي اوليه ماشين آلات

2-تعمير و نگهداري مناسب و دقيق ماشين آلات

3-استفاده از جاذب هاي صدا جهت ميرانمودن بخشي از تراز صدا

4-جايگزيني مولدهاي پرصدا نوع كم صدا

5-جداسازي مولدهاي پرصدا از ساير قسمت ها و پا جداسازي متصدي دستگاه

ب - حفاظت انفرادي

1-پلاك گوش Ear plugs :

 اين وسيله طوري ساخته شده كه كاملا در مجراي خارجي گوش قرار مي گيرد، جنس پلاك ها از لاستيك يا پلاستيك يا چوب پنبه مي باشد و در استفاده از پلاك هاي گوش رعايت بهداشت فردي شامل شستشوي مرتب با آب و صابون قبل از استفاده و نگهداري بهداشتي آنها توصيه مي شود.

2-گوشي روي گوش Ear muff :

اين نوع گوشي كاملا گوش خارجي را مي پوشاند و از نظر حفاظت بهتر و درضمن راحتر از پلاك

گوش است .

ارتعاش :

ارتعاش به حركت نوساني جسم حول نقطه تعادلش كه بطور پيوسته تكرار مي گردد گفته مي شود. ارتعاش يا لرزه يكي از عوامل مولد و تشدید کننده صدا در محيطهاي صنعتي است. آنچه كه درارتباط بين ارتعاش اجسام درمحيط وانسان(ازنظربهداشتي)حائزاهميت است اين است كه انرژي امواج ارتعاش درتماس مستقيم بااعضاء واندامها ميتواند درمحدوده هايی مخاطره آميز باشد . تجهيزات ووسايل كاري كه بطور فراگير مورداستفاده كارگران بوده ومولد ارتعاش هستند شامل ابزارهاي الكتريكي گردان مانند مته،انواع موتورهاي درون سوز وابزارهاي پنوماتيك ووسايل نقليه ونيز دستگاههاي كه قسمتهاي متحرك دارند از مواردي هستند كه امواج ارتعاشي حاصل از آنها ميتواند مخاطره آميز باشد .

انتقال انرژي مكانيكي از يك منبع مرتعش به بدن كارگر ميتواند به ترتيب باعث اختلال درراحتي يا آسايش فرد ، كاهش بازدهي دراثرخستگي ناشي از ارتعاش ونيز اختلال دراعمال فيزيولوژيك كارگر بوده ودرمواردي ميتواند باعث ضايعات اسكلتي وبرخي بيماريها گردد.

صدا وارتعاش هردو از جنس امواج مكانيكي بوده وقابل تبديل به يكديگر ميباشند . انتشار موج صوتي درمجاورت اجسام مي تواند باعث ارتعاش آنها گردد وبالعكس جسم مرتعش نيز ميتواند صداايجاد كند

 هرفرد درزندگي روزمره خود از جمله دراتوبوس قطار و اتومبيل در معرض ارتعاشات گوناگوني قرار مي گيرد.افرادي نيز در ارتباط با حرفه خود درمعرض ارتعاشات ايجاد شده توسط ابزارهاي صنعتي هستن مانند چکش های بادی، ابزارای، رانندگی لفیفتراک

ارتعاش انساني :

بدن انسان همانند ساير محيطهاي الاستيك قابليت پذيرش وتوليد ارتعاش را دارد . بدن انسان داراي سيستم ارتعاشي مخصوص به خود بوده وهمانند ساير موجودات زنده حركت ارتعاشي لازمه حيات ميباشد .ارتعاش عضلات باعث تعادل بدن ميگردد . ارتعاش كره چشم درديدن اشياء ساكن نقش ممتازي براي انسان ايجادنموده است . گردش خون وضربان قلب داراي ارتعاش منظمي براي تغذيه واكسيژن رساني بافتها ميباشند . هرجزازبدن انسان داراي يك ارتعاش طبيعي يا ذاتي بوده وبسته به هراندام داراي فركانس ،جرم،فيزيك وميراثي مخصوص به خوداست .

براي بدن انسان يك مدل ارتعاش مكانيكي درنظرگرفته شده است كه درآن هراندام يك محدوده از فركانس ارتعاشي را داراميباشد . اصولا معلوم شده است كه محدوده ارتعاشات قابل توجه براي انسان، فركانسهاي كمتر از 2000 Hz است ليكن ارتعاشاتي كه محدوده طبيعي را شامل مي شود بين يك تا 80 هرتز ميباشد .

باتوجه به ارتعاش طبيعي اندامها ، براي هر اندام يك فركانس بحراني يا فركانس تشديد تعريف شده است.زمانيكه فركانس ارتعاش وسيله اي كه انسان با آن درارتباط است(فركانس نيروي محركه)به حدود اين فركانس برسد پديده تشديد درعضو رخ خواهدداد . درهنگام تشديد عبور ارتعاش به راحتي انجام شده واندام مقاومتي درمقابل ورود ارتعاش نميكند  درنتيجه اين عمل ارتعاش طبيعي اندام تبديل به ارتعاش ماداشته ميگردد.

انواع ارتعاش انساني :

مطالعه ارتعاش انساني شامل دو بحث مهم واصلي است :

1-    ارتعاش تمام بدن

2-    ارتعاش دست وبازو

علت جدانمودن مبحث ارتعاش دست وبازو به دليل اين است كه اولا اين اندام در كار اهميت زيادي دارد وثانيا محدوده فركانس بحراني ارتعاش براي آن تاحد 1500 Hz داراي اهميت بوده ودراستاندارد  150-5439 مورد بحث قرارگرفته است .

ارتعاش دست وبازو از وسايل مرتعشي دستي مانند مته برقي، ابزارهاي بادي،اره هاي چوب بري بنزيني توليد ميگردد .ارتعاشي كه به تمام بدن وارد مي شود درمحدوده فركانس بحراني1-80 Hz موردمطالعه قرار مي گيرد.

اثرات ارتعاش تمام بدن :

مهمترين اثرات ارتعاش تمام بدن شامل :

1-    اختلال دراندامها مخصوصا ستون فقرات

2-    اختلالات گوارشي به دليل تقارن فركانس ارتعاش با فركانس طبيعي براي هضم ودفع موادغذائي اختلالاتي ايجاد ميگردد .

3-    اثرات عصبي وعمومي : ارتعاش بعنوان استرس فيزيكي ميتواند ترشح هورمونهاي محرك را زياد نموده وباعث تحريك عصبي گردد .

اثرات ارتعاش دست وبازو :

علاوه براثراتي كه براي ارتعاش تمام بدن ذكر شد درتماس بدن باارتعاش دست بازو نيز عوارض ويژه اي ظاهر مي گردد كه شامل موارد زير ميباشد:

 سندرم ارتعاش دست وبازو:

 اختلال درخون رساني به دست عمدتا به دليل عكس العمل رفلكسي عروق بصورت تشنگي ظاهر شده

-اثرات مواجهه طولاني مدت با ارتعاش :

1-ضايعات استخواني شامل كم شدن كلسيم استخوان و پيدا شدن كيست هاي استخواني

2-ضايعات مفصلي در مچ ، آرنج و شانه كه با درد و تورم ظاهر مي شود

3-تاثير روي سيستم خون رساني بدليل تاثير روي عروق

4-تاثير روي فشار خون و نبض

راه های پيشگيري از بيماريها و عوارض ناشي از ارتعاش:

1-محكم نمودن پايه هاي ماشين آلات و فونداسيون

2-رفع اشكال از قطعات لرزان و آزاد ماشين كه ايجاد ارتعاش مي كند و بازرسي و كنترل مداوم  وتعويض قطعات فرسوده (انجام PM ماشثین آلات و تجهیزات)

3-ميراكردن يا مستهلك كردن ارتعاشات از طريق استفاده از مواد جاذب مانند ، پلاستيك ، نمد و غيره در دسته ابزار ارتعاش زا و با استفاده از دستكش هاي ضد ارتعاش     

-عدم استخدام افراد مبتلا به اختلالات عروقي ، عصبي ، عضلاني يا استخواني

-آموزش كارگران و ملزم نمودن آنان به استفاده صحيح از دستگاههايي كه ايجاد ارتعاش مي كند.

- انجام  كار روزانه در بازه های زمانی مجاز.

4-استفاده از صندلي هاي مناسب  (درمورد ارتعاشات ناشي از وسائط نقليه)

5-بازرسي و كنترل مداوم دستگاهها و قطعاتي كه در حركت هستند و يا درمقابل حركات مرتعش مي شوند و سفت و محكم نمودن آنها و تعويض قطعات فرسوده

6-تعويض دستگاههاي ارتعاش زا يا دستگاههائي با ارتعاشات كمتر

7-توجه به اختلالات عروقي ، عصبي ، عضلاني واستخواني متقاضيان استخدام درمشاغل ارتعاش زا

8-جلوگيري از انتقال ارتعاش از دستگاه ارتعاش كننده به محيط اطراف بوسيله ايجاد بسته هاي شني  و يا صفحات عايق ارتعاش

9-حتي المقدور جداكردن كارگران از محوطه هاي پر صدا و منع آنها از ايستادن برروي وسايل مرتعش و يا در نزديكي دستگاههاي متحرك و ارتعاش ساز

پرتو :

پرتوها به دو گروه بزرگ  پرتوی يونيزان و پرتوی غيريونيزان تقسيم مي شوند :

الف ) پرتوی يونيزان:  آنهايي هستند كه كه انرژي موجود در آنها در اتم هايي كه پرتو را دريافت مي كنند توليد يونيزاسيون مي نمايد. پرتو الفا ، بتا ،گاما و ايكس از آن جمله اند .

-اثرات پرتوی يونساز :

اثرات پرتوی يونساز بر نسوج ، مغز استخوان ، بافت ها ، عضلات متفاوت بوده و ممكن است پرتو داراي اثرات ژنتيكي باشد و یا ايجاد درماتيت ، سرطان ، كاتاراكت ، آنمي و عقيم شدن بنمايد.

 ب) پرتوهای غير يونيزان : اصطلاح پرتوهای غير يونيزان به مناطقي از طيف الكترومانتيك گفته مي شود كه فوتون هاي منتشره از آنها در شرايط عادي قادر به ايجاد يونيزاسيون نيستند مانند پرتو ماورا بنفش و پرتو مادون قرمز و پرتو مرئي .

1-پرتو مادون قرمز در رديف فركانسي پائين تراز امواج مرئي قرار دارد و پرتو حرارتي مي باشد. اجسام مي توانند با دريافت حرارت طيف متفاوتي از اين امواج را منتشر نمايند.

-موارد تماس :

در بعضي مشاغل چون صنايع شيشه بخصوص بلورسازي ، ذوب فلزات آهنگري و جوشكاري پرتو مادون قرمز توليد مي گردد.

-ضايعات چشمي ناشي از پرتو مادون قرمز :

نگاه كردن مستمر به شيشه مذاب و يا فلزات گداخته و انجام جوشكاري بدون رعايت موازين پيشگيري موجب تماس چشم با پرتو مي گردد كه نتيجه آن بالا رفتن درجه حرارت نسج عدسي چشم بوده و موجب بيماري آب مرواريد يا كاتاركت مي گردد.

آب مرواريد به كدورت عدسي چشم اطلاق مي گردد.

كه دراين حالت عدسي شفاف كه بطور عادي قابل رويت نيست به شكل مرواريد سفيد رنگي ديده مي شود و بينائي را شديدا مختل مي كند براي پيشگيري از اين امر لازم است كليه كارگران درمعرض خطر از عينك هاي ايمني مخصوصي كه شيشه آن قادر به جذب پرتو مادون قرمز هستند استفاده نمايند.

اثرات اين پرتو روي پوست شامل سوختگي حاد پوستي ،عروقي ، مويرگي ، وافزايش رنگ دانه هاي پوست است .

2-پرتو ماورابنفش :

منبع طبيعي اين پرتو، نورخورشيد و منابع مصنوعي آن لامپهاي بخار جيوه و فلورنست و همچنين قوس الكتريكي درجوشكاري برقي مي باشد .

اثرات اين پرتو روي چشم با علائم سرخي چشم ، اشك ريزش ، خارش و ترس از نور است و ميتواند در تماس هاي طولاني و حالت مزمن و درصورت عدم استفاده از تجهيزات حفاظتي چشم موجب تيرگي عدسي چشم و بيماري آب مرواريد گردد.

اين پرتو موجب قرمزي پوست و سوختگي آن در انسان مي شود.

علائم بيماري ممكن است به يكي از صورت هاي زير و بروز نمايد:

 

-قرمزي ساده

-طاول هاي عميق

-پوسته ، پوسته شدن

حساسيت نوي و بروز لكه هاي رنگي تيره در پوست از ديگر عوارض تماس طولاني با پرتو مي باشد.

تدابير احتياطي در برابر تشعشات جوشكاري :

-استفاده مداوم از عينك و نقاب هاي حفاظتي با درجات متناسب تيرگي درزمان جوشكاري

-استفاده از سپرهاي حفاظتي در مسير انتشار پرتو مانند استفاده از پرده هاي برزنتي يا ورق هاي باز تاب دهنده از جنس آلومينيوم

-افزايش فاصله با منبع توليد پرتو منظور كاهش شدت پرتو بر اساس قانون عكس مجذور فاصله

-آموزش مخاطرات پرتو و نحوه صحيح استفاده از وسايل حفاظتي فردي

-ايزوله نمودن منابع توليد كننده پرتوهای از طريق محور نمودن موضع جوشكاري توسط اتاقك يا ديواره هايي به ارتفاع مناسب

-كارگراني كه به ناراحتي هاي چشمي دچار هستند با نظر پزشك صنعتي اجازه انجام عمليات جوشكاري را دارند.

شکل زیر میزان تماس با پرتوهای یونیزان توسط افراد جامعه را به خوبی نشان می دهد.

 نور

از نظر فيزيكي ، نور بخشي از طيف الكترو مغناطيسي مي باشد كه بين طول موج هاي 380 تا 780 ميلي ميكرون قراردارد اين حدود در افراد مختلف ممكن است تغييرات جزئي داشته باشد. طول موجهاي متفاوت اثرات گوناگون بصورت احساس رنگهاي مختلف درچشم ايجاد ميكند . باكاهش طول موج به ترتيب رنگهاي قرمز،زرد،سبز،آبي وبنفش توسط چشم احساس مي شود .

تعريف شدت روشنائي :

شدت روشنائي دريك سطح ميزان فشار نوري تابيده شده برواحد سطح را نشان مي دهد .واحداندازه گيري آن درسيستم متريك(SI) لوكس ميباشد .

به طور كلي شدت روشنائي درسطح كار براي فعاليتهاي گوناگون بشرح جدول ذيل است .

جدول شدت روشنائي درسطح كار براي فعاليتهاي گوناگون

نوع فعاليت

میزان روشنايی (LUX)

حمل ونقل(جابجاكردن)

50تا100

كارهاي غيردقيق

125تا250

كارهاي نيمه دقيق

250تا500

كارهاي دقيق

500تا1000

كارهاي خيلي دقيق

1000وبيشتر

 

تعريف درخشندگي :

درخشندگي عبارت از شدت نور منتشر شده از يك منبع درجهت عمودبرچشم . واحد     اندازه گيري درخشندگي سطح يا منبع درسيستم SI كاندلابرمتر مربع ميباشد .

 

-اهيمت نور در كارگاه :

پيشرفت صنايع ، ازدياد واحدهاي صنعتي و توليدي و نياز روز افزون به بازده بيشتر صنايع براي تامين نيازهاي مصرف كنندگان ايجاد مي كند كه كار بيشتر درمحيط هاي بسته درمدت شب و روز ادامه داشته باشد.

بنابراين استفاده از نور مصنوعي بتدريج توسعه يافته است . امروزه مسئله روشنائي براي كارگاههاي بزرگ صنعتي اهميتي ويژه يافته است زيرا كمبود روشنائي درمحيط كارافزون برايجاد خستگي اعصاب آسيبهاي ديگري به سلامت وبينايي كارگر وارد مي آورد .

به طور كلي ميتوان اهداف تامين روشنائي بسنده ومناسب را چنين بيان كرد :

1-    بيشترين حفاظت از بينايي كاركنان .

2-    كاهش عوامل ايجاد خستگي وفشار ناشي از روشنائي ناكافي .

3-    پيشگيري از حوادث ناشي از كار .

4-    افزايش بازده كار .

5-    بهبود كيفيت فرآورده .

بي گمان مهم ترين حس انسان بينايي است وبه اين دليل مهندسي روشنائي اهميت حياتي   دارد .

تامين نور كافي و مناسب درمحل كار از قبيل كارگاهها ، كارخانجات صنعتي ادارات و غيره موجب مي شود كه :

1-ميل و رغبت كار در كارگر بيشتر شود

2-حاصل و نتيجه كار افزوده گردد

3-دقت عمل دركار بيشتر شود

4-سلامتي چشم و قدرت بينايي كارگر محفوظ و خستگي اعصاب كمتر گردد

5-كار بهتر، راحت تر و دقيق تر انجام شود

6-از ميزان حوادث حين كاركاسته گردد

-عوارض روشنائي نامناسب :

1-كمبود روشنائي باعث كوشش فكري زياد شخص مي گردد كه درصورت تداوم عوارضي نظير سردرد، سرگيجه كاهش قدرت تمركز را منجر مي شود اگر جسم قابل رويت در معرض نور ناكافي و غير صحيح قرار داشته باشد شخص سعي مي كند با نزديك شدن به شيئي و يا آوردن شيئي نزديك چشم و با افزايش فشار در ماهيچه هاي مخصوص دستگاه بينائي اندازه چشم را افزايش دهد با فشار بر ماهيچه هاي چشم خستگي ايجاد مي شود درصورتيكه ميزان روشنائي بسيار پائين باشد مانند معادن ، تونل ها و .. مي تواند عارضه نيستاگموس را سبب گردد كه نتيجه آن حركات سريع و نامنظم چشم و يا پرش غير ارادي قرينه چشم مي باشد. مجموعه اين عوامل علاوه برتاثير نامطلوب برسيستم بينايي مي تواند باعث افزايش خطاهاي فردي شده و باعث بالارفتن ميزان حوادث شود.

2-نورزدگي(خیرگی) :

موقعي بوجود مي آيد كه شدت تابش و نفوذ نور به چشم به قدري زياد باشد كه تطابق چشم ديگر امكان پذير نباشد اين حالت در اثر برخورد مستقيم نوربه چشم و يا در اثر نگاه كردن به سطوح شفاف بوجود مي آيد دراين حالت احساسي ناراحتي و درد به علت انقباض عضلات حلقوي چشم سبب كم شدن حس بينائي ، ترس از نور اشك ريزش مي گردد.

چناچه منبع نورزدگي نزديك جهت ديد قرار داشته باشد و گسترش سطحي آن بزرگ باشد بايد زاويه اين منبع نورزدگي و خط ديد در صورت امكان بزرگتر از 30 درجه باشد.

ويژگي هاي روشنائي رضايت بخش :

مهمترين ويژگيهاي روشنائي از جنبه بهداشتي به قرار زير است :

1-    نوركافي باشد .

2-    نوراز نظر توزيع فركانسهاي مطلوب باشد .

3-    درخشندگي سطوح سبب چشم زدگي نگردد.

4-    سايه هاي مزاحم موجودنباشد .

روشنائي رضايت بخش به راحتي وآسايش انسان كمك ميكند وبازده كار را بالا مي برد وباكاهش حوادث ناشي از نور غيركافي  به ايمني كمك بسيار مي كند .

منابع نور :

منابع نور به دو گروه طبيعي ومصنوعي تقسيم ميشوند :

الف نور طبيعي :

مهمترين منبع طبيعي نور خورشيداست وروشنائي روز يكي از منابع مهم تامين انرژي نوراني ميباشد .

كميت روشنائي روزبرحسب محل جغرافيايي ، فصل سال وشرايط هواشناسي تغيير مي كند .روشنائي روز مشروط براين كه به مقدار كافي باشد برنور مصنوعي برتري دارد .

درتامين روشنائي محوطه كارگاهها به وسيله نور روز بايستي نكات زير را درطراحي ونصب    پنجره ها مدنظر قرارداد:

1-    پنجره ها بايد به صورتي نصب شوند كه روشنائي روز به طور يكنواخت به كليه نقاط كارگاه برسد .

2-    باتوجه به اين كه شيشه ها عامل ايجاد خيرگي ميباشند ، پنجره ها بايد بصورتي نصب شوند كه از ايجاد خيرگي وهمچنين تابش مستقيم نور به چشم ها جلوگيري گردد .

3-    سقف وقسمت بالايي ديوارها معمولا به رنگ روشن بمنظور افزايش بازده روشنائي وارده از پنجره ها وقسمت پائين ديوارها براي ايجاد شرايط آسايش بينايي به رنگ تيره   رنگ آميزي گردند .

4-    موثرترين مساحت سطح شيشه پنجره ها نسبت به مساحت كف كارگاه بمنظور ايجاد پراكندگي يكنواخت نور به شرح زير است :

ب- نور مصنوعي :

درروشنائي مصنوعي از لامپهاي الكتريكي استفاده مي گردد كه بايد درطراحي روشنائي به نكات زير توجه نمود :

1-    روشنائي بطور يكنواخت درسطح كار توزيع شود .

2-    محل نصب منبع اضافي روشنائي بايد درطرف چپ سطح كار باشد وارتفاع آن از سطح كاراز 60سانتي مترتجاوز نكند .

3-    مقدار روشنائي براي هر شغل به صورتي محاسبه گردد كه براي تشخيص اجزاي كاركافي باشد .

 

 

گرما و سرما

عوامل سرما و گرما (شرايط جوي محیط کار) در گروه عوامل فيزيكي زيان آور قرار می گیرند.

 

تبادل حرارت بدن با محيط

 

نياز بشر به تامين درجه حرارت داخلي ثابت ايجاب مي كند كه بين فرد و محيط پيرامون خود تبادل حرارت صورت پذيرد . اين تبادل حرارت درميزاني متناسب با گرماي حاصل از سوخت وساز وشرايط محيطي انجام مي گيرد. چنانچه دررابطه ذخيره گرمايي در بدن نشان داده شده است :

هميشه ا زراه سوخت وساز گرما دربدن توليد و از راه تبخير از دست مي دهد  و از راههاي جابه جايي وتابش و هدايت و تنفس و غذا و نوشيدني ها و دفع مواد زايد گرما به بدن مي رسد يا دفع مي گردد.

افزايش يا كاهش مستقيم گرماي دريافت شده و به وسيله بدن و گرماي دفع شده از بدن ، ذخيره گرمايي را دربدن به وجود مي آورد.

 

 

تنظيم دماي بدن

دماي دهاني دريك فرد سالم معمولا حدود 37 درجه سانتيگرادمي باشد، تنظيم دماي بدن به وسيله مراكزي درهيپوتالاموس (خلفی و قدامی) انجام مي پذيرد كه براي جلوگيري از گرم شدن ياسرد شدن بيش از حد ، وارد عمل مي شوند و دماي بدن را تنظيم مي كنند. به منظور تنظيم دماي بدن بايد حرارت بدن كاهش يا افزايش يابد.

 

ساز و كارهاي كاهش دهنده درجه حرارت بدن : هنگامي كه درجه حرارت بدن بيش از حد زياد شود ساز و كار ترموستاتيك ، سه سازو كار مهم جهت كاهش درجه حرارت بدن به كار مي گيرد:

 

الف ) درتمام نواحي بدن تقريبا رگهاي خوني پوست شديدا گشاد مي شوند .

 

ب)غدد عرق شديدا تحريك مي شوند.

 

پ)توليد حرارت به وسيله ساز و كارهايي مانند  لرزيدن و توليد حرارت شيميايي شديدا مهار مي شود.

 

ساز وكارهاي افزايش دهنده حرارت بدن عبارتند از:

 

الف) تنگي رگ هاي پوست در تمام بدن ناشي از تحرك مراكز سپماتيكي هيپوتالاموس پشتي .

 

ب) سيخ شدن موها .

 

پ) افزايش توليد حرارت با ايجاد لرزيدن و توليد حرارت شيميايي .

اختلالات ناشی از کار در سرما:

کار در سرما با توجه به پیشرفت هایی که روی داده هنوز وجود داشته و اهمیت ان روز به روز بیشتر می شود. استفاده از سردخانه ها، فعالیت هایی چون کشاورزی، جنگلبانی، ماهی گیری، کشتیرانی و ورزش های زمستانی از علل این افزایش می باشد. اختلالاتی چون یخ زدگی اندام های انتهایی که سبب مردگی نسج و نکروز کوش ها، بینی و انگشتان می شود، ایجاد پلاکهای سیانوزی در اندام های انتهایی ( این پلاکها در مرحله گرم کردن اندام ها موجب ایجاد درد توام با ورم می شوند )، ترک برداشتن پوست که ممکن است بصورت زخم های دردناک در آمده و عفونی نیز بشود از جمله اختلالات شایع می باشد.

مطالعات نشان می دهد که به واسطه سرما، ضربان (Pulse) بکلی از بین می رود بدین ترتیب شخص در معرض اختلالات گوناگون و عوارض شغلی قرار می گیرد. سرما اثرات ناشی از ارتعاش را که توسط دستگاه ها ایجاد می شود و به دستها منتقل می گردد تشدید می نماید.این ارتعاشات دارای فرکانسی پایین تر از 40 هرتز بوده و دامنه نوسان آنها سانتیمتری است. این ارتعاشات بیشتر اختلالات استخوانی و مفصلی بوجود می آورند. با فرکانس های بالاتر از 40 هرتز و دامنه نوسان میلیمتری ( مثلاً از دستگاه های اره برقی، صافکاری الکتریکی، سمباده زنی الکتریکی و غیره ) اثرات سرما و ارتعاش به صورت بیماری رینود Raynaud می باشد. در این بیماری معمولا انگشتان دوم، سوم یا چهارم گرفتار می شود. عارضه با یک مورمور شدن شروع می شود و به رنگ پریدگی شدید انتهای انگشتان منجر می گردد و به تدریج تمام انگشت را فرا گرفته و رنگ انگشت را بطور مشخصی از رنگ بقیه انگشتان که طبیعی مانده الند متمایز و مشخص می سازد و گاهی رنگ پریدگی جای خود را به سیانوز موضعی واگذار می کند. بطور طبیعی و خودبخود در ظرف چند دقیقه تا نیم ساعت انتگشتان رنگ طبیعی خود را باز می یابند . این وضعیت از قسمت طبیعی مانده دست شروع شده و ه انتهای عضو کشیده می شود. نیروی حس انگشتان به آنها باز می گردد و قدرت طبیعی خود را می یابند و دارای حرکت طبیعی می شوند. تکرار این حالت سبب ایجاد اختلالات تحلیلی (از بین برنده) بافت انگشتان شده و موجب اولسراسیون بافت انتهای انگشتان میشوند.

حذف ارتعاش از طریق تعمیر و یا تعویض دستگاه، استفاده از تجهیزات میراکننده ارتعاش، گرم نگهداشتن دست (اندام های انتهایی) و استفاده از لوازم حفاظت فردی PPE از جمله راه های پیشگیری می باشند. در صفحه بعد تصاویری در خصوص این بیماری ارائه شده است.

 

 

 

عوامل شيميايي محيط كار :

عوامل شيميايي محيط كار كليه مواد اوليه ، مواد خام ومواد مصنوعي ياتهيه شده را چه جامد ، مايع ويا گاز وبخارات را كه درصنعت بكار ميروند ويا توليد ميگردند را شامل ميشود اين مواد ممكن است مصنوعي ويا طبيعي بوده وداراي منشاء گياهي ، حيواني وياشيميايي (معدني وآلي) باشند.

-تقسيم بندي مواد آلوده كننده برمبناي اثرات فيزيولوژيكي آنها :

1-مواد التهاب آور ومحرك:

مواد محرك داراي اثرسوزاننده وطاول زا بوده وسطح مخاط مرطوب را متورم ميكنند بعضي از اين موادمحرك به قسمت فوقاني دستگاه تنفسي صدمه بيشتري ميزنند مانند آلدئيدها (فرم آلدئيد)گردوغبار ومه هاي قليائي ،آمونياك ، اسيد كروميك، گاز سولفور وغيره وتعدادي از آنها هم قسمتهاي فوقاني وهم نسوج را تحت تاثير قرارميدهند مانند اكسيدهاي كلر،برمورسيانوژن ،كلرورارسنيك،فسژن . بطور كلي محركهاي ريوي جزءمواد خفقان آور شيميايي بوده وبرحسب شدت عملشان اغلب منجربه مرگ ناشي از خفگي ميشوند .

2-موادخفگي آور:

اين مواد به مواد خفقان آورساده وخفقان آورشيميايي تقسيم ميشوند:

موادخفقان آور ساده گازهائي هستند كه از نظر فيزيولوژيكي بي اثربوده وبطور كلي بارقيق كردن هوا واكسيژن موجوددرهواي تنفسي باعث خفگي ميشوند . مواد خفقان آور شيميايي به علت داشتن اثرشيميايي ايجاد خفگي ميكنند مانند گاز كربن منواكسايد كه با هموگلوبين تركيب ميشود .سيانوژن و...

3-موادبيهوشي آور ومخدر:

اين دسته از مواد اثر خودرا بعنوان موادبيهوشي آورساده ، بدون ايجاد عوارض شديد سيستميك ظاهر مينمايندوتعدادي از آنها داراي اثرات خوت آورروي سلسله اعصاب مركزي ميباشند مانند استرها،هيدروكربورهاي استيلني.

4-سموم سيستميك:

موادي كه باعث صدمات ارگانيك به بعضي از اعضاء داخلي ميشوند مانند كبد ، كليه، ريتين ،اغلب هيدروكربورهاي هالوژنه ، فلزات سمي مانند سرب ، جيوه ،كادميوم وغيرفلزي سمي مانند ارسنيك ، فسفر و گوگرد ازدسته سموم سيستميك بشمار ميروند .

تعريف سم :

سم ماده يا موادي است كه داراي منشاء گياهي ،حيواني وياشيميايي بوده وازيك راه خاص وياراههاي مختلف درمقادير معيني باعث اختلال ويا توقف فعل وانفعالات حياتي بطور موقت يا دائم ميگردد .

-تعريف مسموميت :

مسموميت عبارت است از به هم خوردن تعادل فيزيولوژيكي ،فيزيكي يارواني موجودزنده كه دراثرورودوتماس با ماده خارجي سمي از راههاي مختلف اتفاق مي افتد . بروز مسموميت علائم وعوارض آن بستگي به نوع ماده سمي ، مقدار آن وهمچنين طول مدت تماس وراههاي ورود ماده سمي به بدن دارد مسموميت شغلي به 2 نوع تقسيم ميشود :

مسموميت حاد

مسموميت مزمن

1-مسموميت حاد معمولا ماده سمي يكباره به مقدار نسبتا زياد با شخص تماس پيدا ميكند واز راه معين تاثير مي نمايد ، عوارض وعلائم مسموميت حاداغلب شديدوسريع بوده ودرصورت نرسيدن كمك وياعدم معالجه به مرگ منتهي ميگردد .

2-مسموميت مزمن معمولا ماده سمي درمقادير كم وجزئي، دردفعات متعدد ودرطول زمان طولاني به شخص ميرسد وآثار وعلائم آن نيز به كندي وپس از گذشت زمان نسبتا دراز ظاهر ميگردد . مسموميت مزمن ممكن است مدتي طولاني مخفي بماند وبه ظاهر خود شخص وساير افراد از وقوع آن بي اطلاع بوده باشند .

راههاي ورود سم به بدن :

1-استنشاق :

دستگاه تنفسي انسان از دو قسمت فوقاني شامل بيني وگلو وقسمت تحتاني ريه ها تشكيل يافته است . بيني،گلو،برونش ها وبرونشيول ها بطور كلي مجاري عبور هوا هستند وبه حبابچه هاي ريوي ختم مي شوند داخل بيني موها موانعي هستند كه ميتوانند مقداري مواد استنشاقي جامد را به خود بگيرند واز عبور آنهابه داخل بيني، حنجره وناي ونايچه جلوگيري نمايند وليكن گازها وبخارات وذرات گردوغبار بسيار نرم وكوچك ميتوانند مستقيما وارد ريه وبالاخره حفره ها ومخاط ريه ها شوند ورود گردوغبار دود ومه به داخل دستگاه تنفسي بستگي به اندازه ذرات دارد ذرات بزرگتر معمولا درقسمتهاي فوقاني وذرات كوچكتر درقسمتهاي تحتاني دستگاه تنفسي جايگزين وجذب ميگردند .

 

 

2- پوست:

پوست سالم درمقابل موادخارجي وسموم ، نسج مقاومي است وبطور كلي حفاظ خوبي محسوب ميگردد ولي ميل بعضي از موادشيميايي به چربي هاي محافظ پوست باعث ميشود كه راه نفوذ آنها درپوست تسهيل گردد همچنين زماني كه اپيدرم به علت خارش ، زخم يا سوختگي وضربه شكسته شده باشد موادسمي ميتوانند باسرعت بيشتري وارد بدن شوند .ترشح عرق نيز ممكن است درحل شدن بعضي از مواد كمك نمايد اثر موادسمي روي پوست متفاوت است وبعضي از آنها فقط توليد قرمزي ، خارش ، التهاب وگاهي سوزش مي نمايد وبعضي از مواد خاصيت خورندگي وسوزانندگي داشته وميتوانند ايجاد زخمهاي ساده وعميق واولسره نمايند مثلا اسيدفلوئوريدريك، جذب بعضي از مايعات كه نقطه تبخير آنها پائين است مانند فنول ، تترااتيل سرب و...از راه پوست گاهي بسيار شديد وباعث مسموميت هاي خطرناك خواهد شد .

3-دستگاه گوارش :

ورود مواد خارجي وجذب سموم از طريق خوراكي دربعضي از مسموميت ها وخصوصا مسموميتهاي اتفاقي وعمدي اهميت زياددارد . بعضي از داروها وسموم مانند اسيد سيانيدريك ، آدرنالين و...از راه دهان ومخاط گلوبه آساني جذب ميشوند به همين نحو معده وروده ها نيز بخوبي موادرا از خود عبورداده به داخل خون سرازيرميسازد درمسموميت هاي حرفه اي بندرت مواد سمي از راه خوراكي وارد بدن ميشوند وبطور كلي كارگران درموقع كاربا موادشيميايي بايستي از خوردن ، آشاميدن وكشيدن سيگار خودداري نمايند .

 

-مراحل تماس با ماده شيميايي:

1-    جذب از طريق پوست، گوارش ويا تنفسي و مواد سمي از طريق خون .

مواد شيميايي گوناگون ممكن است از راه هاي تنفسي ، جلدي و يا گوارشي جذب بدن گردند كه ميزان اثرات حاصله به توجه به راه ورودي متغير است . چنانچه از طريق پوستي و خوراكي اثرات سموم ديرتر ظاهر مي گردد ولي از راه تنفسي و تزريق داخل رگ تاثير سريعتر است .

2-    انتشار وجابجائي مواد در بدن توسط مايعات بيولوژيكي .

3-    تغييرات بيولوژيكي ومتابوليسم دراثر مواد شيميايي .

بدن بوسيله اعمالي چون اكسيداسيون ، احياء ، هيدروليزو....... روي سموم اثركرده سبب تغيير شكل آنها مي شود

4-    تجمع پذيري مواد شيميايي دراعضاء بدن .

تثبيت سموم دراعضا و دستگاههاي بدن به تناسب ميل تركيبي آنها مي باشد ، مثلا كبد اغلب سموم مخصوصا سرب ، جيوه وارسنيك را قبول مي كند. سرب در استخوان تجمع میابد.

5-    دفع مواد سمي از بدن از طريق ادرار ، مدفوع وسيستم تنفسي .

مهمترين راه دفع مواد سمي از طريق ادرار و مدفوع ميباشد. مواد سمي از طريق خون و سپس از طريق گلومرولها كليوي همراه ادرار دفع ميگردند و بدين ترتيب ادار شاخص خوبي براي نشان دادن ماده جذب شده و مقدار آن خواهد بود.

تعريف حد آستانه مجاز يا استاندارد مواد شيميايي:

استاندارد مواد شيميايي يا حداكثر تراكم مجاز هر ماده سمي عبارت است از مقداري از آن ماده زيان آور كه شخص يا كارگر معمولي(غيرحساس)براي مدت 8ساعت كارروزانه درهفته با آن تماس مداوم داشته ودرطول مدت زمان تماس طولاني هيچگونه آثار وعوارضي از مسموميت به علت آن ماده دراو مشاهده نشود .حداستاندارد مواد شيميايي درخصوص گردوغبار برحسب ميلي گرم برمتر مكعب ودرمورد گازها وبخارات برحسب قسمت درميليون(ppm) عنوان ميشود .

تدابير احتياطي درمقابل عوامل شيميايي :

الف : تدابير فني ومهندسي :

1-    جداسازي فرآيندهاي شيميايي خطرناك توسط ايزوله نمودن آن ويا جدانمودن كارگر.

2-    حذف ماده شيميايي خطرناك وجايگزيني آن با ماده شيميايي با خطر كمتر وباهمان كارائي.

3-    استفاده از سيستم هاي تهويه بطريقه طبيعي ويا مصنوعي(موضعي،عمومي)

4-    تعمير ونگهداري به موقع ومناسب دستگاهها.

5-    اندازه گيري مداوم آلاينده هاي شيميايي.

6-    آموزش كاركنان.

7-    انجام معاينات دوره اي بمنظور بررسي اثرات عوامل شيميايي برروي كارگر.

ب : تدابير فردي :

1-     استفاده از محافظت كننده هاي دستگاه تنفسي شامل انواع ماسكهاي موثر دربرابر گردوغبار ، گازها وبخارات شيميايي دراشكال ساده، فيلتر دار ويا با جريان هواي تازه .

2-     استفاده از كرم هاي محافظ پوست درمقابل مواد شيميايي(حلال ها).